مرور فیلم فجر ۴۴ در آینه مهر؛
کمی ویکی پدیا، چند تیوپ رنگ و تعدادی زن بی حجاب رسپی فیلم بومی جاسوسی
به گزارش المور، ماهیت سینمای جاسوسی در جهان با تعلیق، مخاطرات دنیای مخفی مأموران، پیچیدگی های غیرمنتظره و دسیسه های سیاسی گره خورده است درحالی که غبار میمون تنها به یک دستورپخت سطحی اکتفا می کند.
خبرگزاری مهر-گروه هنر-محمدمهدی ابراهیمی نصر؛
نام آرش معیریان در بدو امر، مخاطب را به یاد آثاری چون «کما»، «خالتور»، «زن ها فرشته اند ۲» و «شیر و عسل» می اندازد و این تصور را متبادر می کند که بار دیگر با فیلمی از همان جنس روبه روست به ویژه با نامی که برای این فیلم انتخاب شده است؛ اما خلاصه داستان «غبار میمون» مدعی روایت دیگری است: داستان یک نیروی ارشد امنیتی که درمی یابد منبع نفوذی اش، «ایمانوئل» که پژوهشگری در عرصه فلسفه است، توسط سرویسهای بیگانه شناسایی شده و حالا این تقابل، آنها را به کشوری ثالث می کشاند. در عین حال، تماشای اثر نشان میدهد که میان این ادعا و واقعیت روی پرده، فرسنگ ها فاصله است. بااینکه دقیقاً معلوم نیست کدام سریال یا فیلم مسیر این نوع شوخی با سینمای جاسوسی و امنیتی را در دهه نود شمسی هموار کرد، اما «غبار میمون» در جشنواره چهل وچهارم، ادامه دهنده همان مسیر تقلیل گرایانه است؛ اثری که با فیلم نامه ای ابتدایی و بازی ناموفق بازیگرانی که گویی مستقیماً از پروژه های طنز پیشین کارگردان به این اتمسفر پرتاب شده اند، در عمل از دستیافتن به معیارهای حداقلی بازمی ماند. میتوان برای این مدل بومی از سینمای جاسوسی، دقیقاً مثل یک «رسپی» یا دستور آشپزی، قواعد و مراحلی را برشمرد. در این فرمول، کافی است چند نام و مفهوم همچون «فرانسیس فوکویاما»، «ساموئل هانتینگتون»، «انجمن های مخفی» و «فراماسونری» گوگل شده و چند جمله از هرکدام در دهان شخصیت ها قرار گیرد. در لایه بصری نیز، چند تیوپ رنگ موی شماره ۸، ۹ و ۱۰ برای بور کردن تصنعی بازیگران، چند عدد لنز آبی به میزان لازم و حضور برخی از بازیگران زن مسیحی ایرانی یا نابازیگران خارجی برای نمایش بی دردسر بی حجابی آنان، کل بضاعت فیلمساز برای خلق فضای خارج از کشور را تشکیل می دهد.
در این ساختار، حتی روشهای فنی فیلمبرداری نیز به نازل ترین شکل ممکن اجرا می شوند؛ چنان که دوربین مخفی شده پشت شمشادها و بوته ها، مقرر است به تنهایی بار القای حس تعقیب و مراقبت را به دوش بکشد، بی آنکه دراماتیزه شود یا منطق بصری داشته باشد. افزون بر این، فیلمساز برای آنکه اثرش به روز و اصطلاحاً «آپ تودیت» جلوه کند، چندین بار از کلیدواژه «هوش مصنوعی» بهره برده است، در صورتیکه این اشارات تنها وصله ای ناچسب بر پیکره داستانی است که از درک اولیات دنیای مدرن عاجز است. در بحث لوکیشن ها نیز، فیلمساز بجای فضاسازی جدی، مثل همه آثار مشابه به سراغ کشورهای دوست و همسایه ارمنستان و ترکیه رفته است که فقط به سبب هزینه کمتر و سهولت در تولید، به مقصدی همیشگی برای این جنس از سینمای شبه جاسوسی بدل شده اند. در صورتیکه ماهیت سینمای جاسوسی در دنیا با تعلیق، مخاطرات دنیای مخفی مأموران، پیچیدگی های غیرمنتظره و دسیسه های سیاسی گره خورده است و باید بتواند یا دلهره ایجاد نماید و یا با نمایش شگردهای امنیتی، هوش مخاطب را به چالش بکشد «غبار میمون» تنها به همان دستورپخت سطحی اکتفا می کند. سرانجام، باید گفت این اثر حتی در بین تولیدات مشابه با این فرمول نیز در پایان صف می ایستد و حضورش در بخش مسابقه، ثمره ای جز یک شوخی ناامیدکننده با مخاطب جدی سینما در جشنواره چهل و چهارم ندارد.
منبع: almur.ir
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات کاربران المور در مورد این مطلب